اشتراک گذاری

من محافظ حاج قاسمم

ارسال نظر

صادق عباسی ولدی

شهید کاظمی

قیمت :
20,000تومان
قیمت با تخفیف :
15000تومان
موضوع اصلی فرهنگ و هنر پایداری/مقاومت
موضوع فرعی بیداری اسلامی/مقاومت/مدافعان
نوبت چاپ 1
سال انتشار 1400
شابک 9786222850555
قطع کتاب رقعی
تعداد صفحات 96 صفحه
وزن کتاب 0 گرم

خاطرات شفاهی پاسدارشهید وحید زمانی نیا، از محافظان همراه شهید حاج قاسم سلیمانی در فرودگاه بغداد

شهید وحید زمانی‌نیا در سال۱۳۷۱ در استان تهران در خانواده‌ای انقلابی دیده به جهان گشود. زندگی در محله شهر ری و در جوار حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) از همان کودکی وحید را شیفته ا‌هلبیت(ع) نمود. وحید عاشق دستگاه پر برکت سیدالشهدا(ع) بود؛ به‌طوری که تمام اوقات غیر کاری‌اش را در هیئت‌های مختلف شهر تهران می‌گذراند. از زمانی که لباس مقدس پاسداری را بر تن کرد، مدافع حرم حضرت زینب(س) شد و بار‌ها و بار‌ها به سوریه رفت تا شاید مزد‌ گریه‌ها و جهادش را از بی‌بی زینب(س) بگیرد؛ ولی خدا برای او سرنوشتی دیگری را رقم زد. او با اینکه سنش کم بود ولی خیلی زود محافظ سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی شد. با اینکه تازه داماد بود و همسرش انتظار رفتن به خانه بخت را می‌کشید، ترجیح داد به جای رخت دامادی در کنار حاج قاسم راه آسمان را انتخاب کند. سرانجام وحید زمانی نیا در کنار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در فرودگاه بغداد توسط پهپاد‌های تروریست‌های آمریکایی دعوت حق را لبیک گفت و با پیکری تکه تکه به استقبال اربابش امام حسین(ع) شتافت.

این کتاب یکی از مجموعه کتاب‌های «محافظان آسمانی» است که برای سه تن از محافظان همراه با شهید حاج قاسم سلیمانی در فرودگاه بغدادبه نگارش در آمده است. «من محافظ حاج قاسمم» جلد اول از این مجموعه می‌باشد که در قالب داستان‌کوتاه به نگارش در آمده و به خاطرات شفاهی شهید از خانواده، دوستان، همکاران و همرزمان پرداخته است. 

گزیدۀ متن:

سال۹۴، در جریان آزادسازی حلب، عازم مناطق عملیاتی شد. داعش و عوامل تکفیری از گاز‌های شیمیایی استفاده کرده بودند و عده‌ای از مدافعان حرم به علت اسقرار طولانی، دچار عارضه‌ی شیمیایی شده بودند. شنیدم که دو-سه ماه غریبانه به سر برده‌اند. می‌گفتند اوضاع نیرو‌ها اسفناک بوده و لحظات سختی را سپری کرده‌اند. به دلیل شرایط ویژه‌ی منطقه، قادر به تهیه‌ی غذا و آب نبودند و دسترسی به امکانات بهداشتی نداشته‌اند. به لطف خدا بعد از مدتی از این وضعیت نجات پیدا می‌کنند. خیلی از رزمندگان شیمیایی شده بودند. یک روز ابلاغیه آمد «آن‌هایی که در آزادسازی حلب و حومه بوده‌اند، بروند تست بدهند تا از سلامت و یا درصد شیمیایی ریه آگاهی پیدا کنند و اگر لازم به درمان است، درمان را آغاز نمایند.» به وحید گفتم که جریان این است. گرفت به شوخی و خنده که سمت ما خبری نبود!
جهت تهیه این اثر و دیگر آثار نویسنده کلیک کنید.

//