اشتراک گذاری

شهید نوید

ارسال نظر

مرضیه اعتمادی

شهید کاظمی

قیمت :
40,000تومان
قیمت با تخفیف :
32000تومان
موضوع اصلی فرهنگ و هنر پایداری/مقاومت
موضوع فرعی بیداری اسلامی/مقاومت/مدافعان
نوبت چاپ 5
سال انتشار 1400
شابک 9786222850067
قطع کتاب رقعی
تعداد صفحات 208 صفحه
وزن کتاب 235 گرم

معرفی کتاب:

روایتی از زندگی شهیدمدافع‌حرم نوید صفری

روایت زندگی پر از خیر و برکتی که 16تیر سال 1365 در محله‌ی تهران‌پارس تهران، آغاز می‌شود و صحنه‌ی آخرش در دل صحرای بوکمال سوریه، رقم می‌خورد. همان‌طور که خود شهید نوید آرزو کرده بود. همان طور بی‌سر، همان طور بی‌سامان...

"شهید نوید" مجموعه روایت‌های جذاب و خواندنی از زبان خانواده، دوستان و همسرشهید است که در هر روایت بخشی از خصوصیات بارز اخلاقی شهید نوید را مطرح می‌کند. قرار گرفتن عین متن دست‌نوشته‌های شهید نوید در لا‌به‌لای روایت‌های کتاب از خصوصیات ویژه‌ی این اثر ارزشمند است که مخاطب را با فکر و اعتقاد شهید نوید به خوبی آشنا می‌کند.

 

گزیدۀ متن:

تا بقیه  برسند، همین‌جا روی این سکو بنشینم و نفسی تازه کنم. اگر نوید الان این‌جا بود می‌نشست کنارم و شروع می‌کرد به خواندن. یادش بخیر. وقتی توی خانه با هم تنها می‌شدیم، می‌آمد می‌نشست لبه‌ی اُپن آشپزخانه، پاهایش را آویزان می‌کرد و تکان‌تکان می‌داد، بعد هم شروع می‌کرد به خواندن. من هم که مشغول کارهای خودم بودم. ناهار را آماده می‌کردم، ظرف‌های شسته‌شده را خشک می‌کردم و می‌گذاشتم توی کابینت. ادویه‌ی غذا را می‌چشیدم و نمکش را پنهان از چشم نوید بیشتر می‌کردم؛ ولی فکر و حواسم پیش نوید بود.

‎خلوت مادر پسری‌مان همیشه برکت داشت. برکتش مقتل‌هایی بود که نویدم می‌خواند. من هم می‌نشستم روی صندلی آشپزخانه و دل می‌دادم به مقتل‌خوانی‌هایش. نور و عطر روضه‌ها و اشک‌هایی که سُر می‌خوردند روی صورت ماهش، می‌پیچید توی آشپزخانه‌ی کوچک‌مان، می‌رفت لا‌به‌لای طعم خورشت‌ها و همراه برنج‌ها قد می‌کشید و مثل پیچک‌، همه‌ی خانه را می‌گرفت. مادر خوشبختی بودم که خورشتم با آهنگ روضه‌های پسرم جا می‌افتاد، نه؟