اشتراک گذاری

از اهواز تا لولان

ارسال نظر

مجید جعفر آبادی

شهید کاظمی

قیمت :
25,000تومان
قیمت با تخفیف :
22500تومان
موضوع اصلی فرهنگ و هنر پایداری/مقاومت
موضوع فرعی خود نوشت ها/یادداشت ها
نوبت چاپ 1
سال انتشار 1398
شابک 9786008857969
قطع کتاب رقعی
تعداد صفحات 245 صفحه
وزن کتاب 350 گرم

روزنوشت‌های شهید تخریبچی، مصطفی جعفرپوریان

مصطفی در خیابان تیموری تهران چشم به جهان گشود. او در جلسات قرآن با صوت خوش آیات را تلاوت می‌کرد و در برنامه‌های جشن وعزاداری، مداح اهل‌بیت(علیهم‌السلام) بود و به‌واسطۀ رشد معنوی، به‌عنوان بسیجی در سال 1362 برای اولین بار به جبهه اعزام شد. مصطفی را به قسمت تخریب فرستادند و توانست با فعالیت زیاد و پشتکار خوبی که داشت مسئولیت اردوگاه تخریب قرارگاه کربلا را به عهده بگیرد. سرانجام 9ارديبهشت1365، با سمت تخریبچی در جزیرۀ مجنون بر اثر انفجار بمب به شهادت رسید.

گزیدۀ متن

صبح زود بعد از خواندن نماز برای [مراسم] صبحگاهی حاضر شدیم و بعد از صحبت‌های برادر سبک‌دست راه افتادیم برای ورزش صبحگاهی. بعد از آن بچه‌هایی را که آموزش دیده بودند بردند برای عملیات معبرزنی. ما هم صبحانه را خوردیم و بعد از آن کارهای جزئی انجام دادیم. برادر سبک‌دست گفت: «برو یک چادر با میله‌هایش با یک منبع آب حاضر کن تا من بیایم.» من هم چند تا از بچه‌ها را صدا زدم و به کمک آن‌ها چیزهایی را که برادر سبک‌دست گفته بود حاضر کردم و خودش آمد و آن‌ها را با ماشین برد. خلاصه ظهر نماز را به‌جماعت خواندیم و بعد از آن کارهای جزئی انجام دادیم تا اینکه نماز مغرب و عشا را هم خواندیم. در ضمن قبل از نماز مغرب، یعنی بعد از ناهار، برای زدن سیم‌خاردار به میدان مین رفتیم. بعد از نماز مغرب و خوردن هول‌هولکیِ شام، رفتیم در چادر فرماندهی. خلاصه من شدم کمک تیربارچی که پهلوی خود برادر صلواتیان بودم که دوشکا می‌زد. خلاصه بعد از کلی زد و خورد و اسیرگیری — که من هم دست چند تا از اسیرها را بستم —آمدیم اردوگاه و نماز صبح را خواندیم.

 

جهت مشاهده و تهیه دیگر آثار نویسنده کلیلک کنید