اشتراک گذاری

همسایه های خانم جان

ارسال نظر

زینب عرفانیان

شهید کاظمی

قیمت :
45,000تومان
قیمت با تخفیف :
36000تومان
موضوع اصلی فرهنگ و هنر پایداری/مقاومت
موضوع فرعی خاطرات/تاریخ شفاهی
نوبت چاپ 1
سال انتشار 1399
شابک 9786222850357
قطع کتاب رقعی
تعداد صفحات 268 صفحه
وزن کتاب 0 گرم

معرفی کتاب:

تجربه ناب پرستار «احسان جاویدی» از چهارماه حضورش در بیمارستان البوکمال سوریه.

این کتاب روایتی است از خط فکری حاج قاسم سلیمانی که بعد از فتح البوکمال(آخرین پایگاه داعش در سوریه)، دستور داد همه زن‌ها و بچه‌ها باید سالم از شهر بیرون بیایند، بعد نیروها وارد شهر شوند.

در همسایه‌های خانم‌جان با روی دیگر جنگ را که میان دود آتش و انفجار و وحشی گری‌های داعش است آشنا می‌شویم. رویی که فقط در جبهه حق دیده می‌شود و همین شده فرق میان جبهه حق و باطل. سهم زنان و کودکان از جنگ و خدمات مدافعین ایرانی به این مردم.

 

گزیدۀ متن:

نگاهم به پرچم ایران روی پشت‌بام می‌افتد. برای رسیدن این پرچم به اینجا خون داده‌ایم. بغض گلویم را مشت می‌کند. همسایه‌های خانم‌جان صبح ­به­ صبح به امید این پرچم دست بچه‌هایشان را می‌گیرند و به بیمارستان می‌آیند. بروم بگویم اشتباه آمده‌اید؟ بگویم دستمان از دارو خالی­ست؟ بگویم شرمنده، به خانه‌هایتان برگردید؟ جواب این مادران را هم بتوانم بدهم جواب شهدا را چه بدهم؟ این مادرها دارو می‌خواهند، خون نمی‌خواهند که سخت باشد. قسمت سختش را شهدا داده‌اند. پرچم ایران بالای این ساختمان باشد و مردم ناامید برگردند؟ چشم­ به ­پرچم که سوز سرد تنش را تکان می‌دهد، زار می‌زنم. دست ­به ­دامن جواد می‌شوم؛ راهی جلوی پایم بگذارد. یاد حاج ­احمد متوسلیان می‌افتم، می‌خواست این پرچم را در انتهای افق به زمین بکوبد. کف دست‌هایم را به پرچم و شهدایی که دورش جمع شده‌اند نشان می‌دهم. خالی­ست. دستِ ­خالی که نمی‌شود کار کرد. حیاط بیمارستان را که نزدیک غروب خلوت شده، نشانشان می‌دهم. اگر دارو نداشته باشیم، همیشه همین­قدر خلوت می‌شود و کـم‌کم سـوت­وکور و متروک.

 

 

//