تخفیف 20 درصد برای تمامی کتب

نام محصول قیمت تعداد قيمت كل حذف
مجموع : 0
راهـنمـایـی : در صورتی که قصد خرید محصولات بیشتری را دارید بر روی گزینه «بازگشت به فروشگاه و افزودن محصول» کلیک کنید تا به فروشگاه برگشته و با کلیک روی گزینه خرید دیگر محصولات آنها را به سبد خرید خود افزوده و سپس خرید خود را نهایی کنید.
در صورتی که قصد خرید تنها همین محصول را دارید ، با کلیک روی «نهایی کردن خرید» خرید خود را مرحله به مرحله تکمیل کنید .
شما 2 كالا در سبد خريد خود داريد

همه نوکرها

موضوع: کتاب همه نوکرها
کد کتاب :231085
قیمت : 10,000 تومان

درباره کتاب
عنوان: همه نوکرها

گردآورنده: محمدرضا حدادپور جهرمی
انتشارات:‌ نشر معارف
شابک: 2-142-441-600-978
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
نوبت چاپ: دهم/ 1397
تعداد صفحات: 164 صفحه
شمارگان: 5000 نسخه 

داستان کتاب همه نوکرها، که حاصل مطالعه و پژوهش در زمینه عاشورا پژوهی است، روایتی با بیان و نگاه امنیتی است که درباره کیفیت فرار و ریزش نیروها و نهایتا چگونه جمع شدن هفتاد و دو تن یار با وفای اباعبدالله الحسین علیه السلام از زبان یکی از یاران ایشان است که بالاخره راوی داستان دستخوش بی وفایی شده و ...

هدف از تالیف این اثر، مبارزه با «عافیت طلبی» و «راحت طلبی» سیاسی و جهادی است. چرا که راه برون رفت از شرایط بحران و دشوار، بنا به فرموده رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیت الله العظمی الامام خامنه ای، مقاومت و ایستادگی در برابر انواع تهدیدات و مستکبران جهان و زیاده خواهان عالم است.

 گزیده کتاب

فقط یک راه مانده بود. 

آن راه سرنوشت ساز، «عراق» بود.

اگر کسی بخواهد از سرزمین عجایب سخن بگوید، باید فقط از عراق سخن بگوید و بس!

سرزمینی که مردمش، راهنمای چپ می زنند، اما به راست می پیچند!

سرزمین که هنوز هم نمیتوان فهمید شجاع است یا به خاطر ترس، از خودش رشادت و سماجت نشان می دهد!

 

مستند داستانی همه نوکرها(قسمت اول)

اصلا قرارمان عملیات در خاک عربستان نبود. حتی آرایش جنگی یا عملیاتی هم نداشتیم که کسی بخواهد فکرکند که ما قصد عملیات یا جنگ نداشته باشیم اما ظرف مدت کمتر از هفت روز از ورود کاروان ما به مکه و استقرار درآنجا،بچه های اطلاعات ،اخبار مبنی بر زیر نظر داشتن ما به صورت غیر طبیعی توسط حومت آنجا دریافت کردند.

خب چیزی نبود که بشود به همین راحتی ها از کنارش رد شد اما آنچه کار را مشکل تر میکرد این بود که ابتکار عمل دست ما بود.فقط بایدصبر میکردیم تا ببینیم که حرکت بعدی آرایه های آنان چیست؟

کنترل جو التهاب درکاروانی که زن و بچه و پیر،در کنار نیروهای نظامی و امنیتی هستند وبه اتفاق هم به زیارت خانه خدا رفته اند،کار مشکلی بوده وهست.اما آن جو به خوبی کنترل شد و عموم مردم،به زیارت و اعمال حج واجب و مستحبشان پرداختند.

باید فقط منتظر می ماندیم تا ببینیم چه میشود؟خب هیچ اتفاق عملیاتی خاصی تا روز هفتم ذی الحجه از طرف مقابل نیفتاد.به جز دوسه پیام محرمانهکه نزدیک بود سرنوشت جنبش راعوض کند.پیام هایی از طرف اشخاصی به طرف فرمانده ما فرستاده شده بود که نمیشد به همین راحتی از کنارش عبور کرد.اما دو نکته بود که همیشه ذهن من و و امثال من که نیروهای درجه سه بودیم مشغول نگه داشته بود و جرات پرسیدنش هم نداشتیم.

یکی از آن نامه ها از طرف نیروهای مردمی عراق بود که اوضاع آنجا را مساعد برای عملیات دانسته بودند و پیشنهادشان این بود که هر چه سریع تر به آنجا رفته و مدیریت بحرانش را در دست گیریم،این پیشنهاد نبود که بشود به سادگی از کنارش عبور کرد و حتی تعلل درآن مسئله ،منجر به پیشامدهای ناگوارتری میشد.

و یکی از آن نامه ها هم از طرف یکی از رجال سیاسی خودمان به فرمانده رسید که سرتا سر مصلحت و دیپلماتیک وار بود.

نمیدانم چرا این نامه،بیشتر از هرچیز دیگری،فرمانده را به هم ریخت و ناراحتشان کرد،بلافاصله،شاید به فاصله تنها یکی دو روز، همان رجل سیاسی به قصد زیارت خانه خدا، دیدارهای مفصلی هم با همتای عربستان خود داشت ،در آن دیدارها چه گذشت،نمیدانم،علاقه ای هم به دانستنش ندارم،اما هرچه بود،سبب شد که حتی لحن سخن گفتنش در دیدار با فرمانده ما عوض شود،جوری صحبت کرد که دل ما اطرافیان را خون کرد چه برسد به دل فرماندهی که چیزهایی را رصد کرده بود و میدانست که حتی بقیه درخواب هم نمیدانستند.

نمیدانم چیزی را طرح\"فقد ناصر و نصرت\"شنیده اید یا نه؟؟در این طرح،وقتی فرمانده یا ماموری را نخواهند،یعنی دیگر برایشان ارزش چندانی نداشته باشد و خیلی هم بدشان نیاید که بی سروصدا شهید و یا حذف شود،به محض رسیدن آن فرمانده یا مامور به محل مورد نظر ،پشتش را خالی کرده و حتی اجازه ارتباط و یا بازگشت مجدد از ماموریت را با او نمی دهند.

گفتن این کلمات برایم خیلی دشوار است وقلبم را به درد می آورد اما همه مطمئن شدیم که دیگر فرمانده را نمیخواند.

فرمانده ما موی دماغ شده و یا باید حذف شود تا عاقبت بخیر شود و یا باید حذف شودتاسروصدای خیلی چیزهابالا نیاید.

با فرمانده عزیز ما همین معامله را کردند.

چون وقتی آن دیپلمات ،چند وسیله نقلیه و اندکی پول با خود آورد و با طنازی خاص دیپلمات ها گفت:«حریفشان نمیشوید،کوتاه آمدن از اصول هم گاهی لازم است،حیف شما،این اسب و مبالغ ناقابل خدمتتان باشد تابعد»اما فرمانده همان کاری را کرد که انتظار داشتیم:یعنی نه تنها آن چیزی را قبول نکرد بلکه با دلی پراز درد از آن دیپلماتیک خداحافظی کرد.

کاملا مشخص بود که فرمانده یا باید شهید شود یا هر چیز دیگر،چون اصولا فرماندهان با اصالت ،چوب مصلحت اندیشی را به تکلیف خود و نیروهایشان نمیزنند.

خلاصه ارتباط ما با عقب قطع شد،به همین راحتی ،با دو سه تا دیدار دیپلما تیک،فرمانده را در دهان گرگ تشنه و گشنه رها کردند..

 

ادامه دارد…..      


 

محصولات مشابه
    احکام ویژه بانوان

    احکام ویژه بانوان

    5,000 تومان
    نکته های ناب 5

    نکته های ناب 5

    4,500 تومان
    زندگی زیباست

    زندگی زیباست

    13,000 تومان
    پرسشها و پاسخها

    پرسشها و پاسخها

    8,100 تومان
    بازگشت مسلم

    بازگشت مسلم

    5,000 تومان

برچسب :

نظرات
شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
امتياز محصول

نظر و کامنت
كد امنيتي