تخفیف 20 درصد برای تمامی کتب

نام محصول قیمت تعداد قيمت كل حذف
مجموع : 0
راهـنمـایـی : در صورتی که قصد خرید محصولات بیشتری را دارید بر روی گزینه «بازگشت به فروشگاه و افزودن محصول» کلیک کنید تا به فروشگاه برگشته و با کلیک روی گزینه خرید دیگر محصولات آنها را به سبد خرید خود افزوده و سپس خرید خود را نهایی کنید.
در صورتی که قصد خرید تنها همین محصول را دارید ، با کلیک روی «نهایی کردن خرید» خرید خود را مرحله به مرحله تکمیل کنید .
شما 2 كالا در سبد خريد خود داريد

بهشت من کنار توست

موضوع: پدیدآورنده: مریم بصیری
کد کتاب :2301023
قیمت : 13,000 تومان

درباره کتاب:
عنوان: بهشت من کنار توست

پدیدآورنده: مریم بصیری
ناشر: انتشارات شهید کاظمی
شابک: 4-33-8857-600-978
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
نوبت چاپ: اول/ بهار 1397
تعداد صفحات: 256 صفحه
شمارگان: 1000 نسخه
رمان بهشت من کنار توست، داستان دختری است که زندگی‌اش با یک رزمندۀ دوران دفاع مقدس گره می‌خورد. راضیه در کشاکش زندگی بزرگ می‌شود و یاد می‌گیرد چطور در بحبوحۀ جنگ از خودش و خانواده‌اش حمایت کند. راضیه در پی زندگی است و زندگی در پی نشان دادن عجایبش به راضیه.
برشی از کتاب:
*راضیه حساب روز و ماه را از دست داده بود. تازه با حرف‌های خانم جان و مادرش فهمید که صدوده روز است از آن روز گذشته است، روزی که او برای آخرین بار صورت یاسر را دیده بود. روزی که پس از آن برای همیشه از دیدارش محروم شده و حتی نامه‌ای هم از او به دستش نرسیده بود. تمام شب‌ها و روزهایی که قبل از زایمانش به فکر یاسر بود و دل‌شوره داشت، یاسر او پر کشیده بود. قفس تنگ حیات شکسته و شوهرش رها شده بود. پس چرا او رها نمی‌شد؟
*رحمان متوجه صداى پایی شد. شک کرد که صدای پای پیرزن را شنیده باشد، اما گفت: «سلام خانم‏ جان!» راضیه هیچ نگفت، دستش را گرفت به در و همان‌جا ایستاد و نگاهى به حیاط مسجد کرد تا ببیند کسى آن‌ها را دیده است یا نه. رحمان مطمئن شد که صدا، صداى پاى خانم‏جان نیست.
- شمایین راضیه خانوم؟
راضیه تنها توانست جواب سلام رحمان را بدهد و دوباره خاموش بماند سر جایش. چشم دوخته بود به چشمان رحمان که دوخته شده بودند روى زمین. خواست برود که رحمان گفت: «راضیه‏ خانوم ما رو هم حلال کنین، ما قصدمون خیر بود، ولى آقاناصر آب پاکى رو ریخت رو دست‌مون.» راضیه آمد چیزى بگوید، ولى نه حرفى براى گفتن داشت و نه زبانش مى‏چرخید تا چیزى بگوید.
رحمان آرام رفت، رحمان بدون عصا رفت و جای قدم‌هایش بزرگ‌تر از همیشه بر روی برف‌ها جا ماند. سوز سردى مى‏ آمد، ولى راضیه تکیه بر دیوار ایستاده بود و پردۀ جلوى در را پیچیده بود دورش و گریه مى‏ کرد.
 

محصولات مشابه
    ولایت فقیه (جلد چهارم)

    ولایت فقیه (جلد چهارم)

    8,500 تومان
    آخرین نخست وزیر

    آخرین نخست وزیر

    20,000 تومان
    توقف ممنوع

    توقف ممنوع

    10,000 تومان
    روزی، دزدی، سنگی

    روزی، دزدی، سنگی

    7,000 تومان
    چه کسی مرا هل داد

    چه کسی مرا هل داد

    16,000 تومان

برچسب :

نظرات
شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
امتياز محصول

نظر و کامنت
كد امنيتي