تخفیف 20 درصد برای تمامی کتب

نام محصول قیمت تعداد قيمت كل حذف
مجموع : 0
راهـنمـایـی : در صورتی که قصد خرید محصولات بیشتری را دارید بر روی گزینه «بازگشت به فروشگاه و افزودن محصول» کلیک کنید تا به فروشگاه برگشته و با کلیک روی گزینه خرید دیگر محصولات آنها را به سبد خرید خود افزوده و سپس خرید خود را نهایی کنید.
در صورتی که قصد خرید تنها همین محصول را دارید ، با کلیک روی «نهایی کردن خرید» خرید خود را مرحله به مرحله تکمیل کنید .
شما 2 كالا در سبد خريد خود داريد

رژیسور

موضوع: پدیدآورنده: سعید تشکری
کد کتاب :2301020
قیمت : 29,000 تومان

درباره کتاب:
عنوان: رژیسور
پدیدآورنده: سعید تشکری
انتشارات: نشر سوره مهر
شابک: 7-0387-03-600-978
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
تعداد صفحات: 704 صفحه
نوبت چاپ: اول/ 1396
شمارگان: 2500 نسخه

«رژیسور» داستان شهری است که در آن شروران آتش می‌افروزند، بیگانگان غارت می‌کنند و روشنفکران در کنار مردم ذبح می‌شوند. حوزه اقلیمی رمان، شهر مشهد است که انگار پهنه و باند آن همه‌ سرزمین ایران است. قلمرو معنویت‌گرایی و به توپ بستن حرم رضوی توسط روسیه تزاری کشمکشی غریب را می‌سازد که ساحت بارگاهی به خون کشیده می‌شود که روس و انگلیس رژیسورهای این درام غم انگیزند. غارتی غریب که تنها توسط کلمه به تصویر کشیده می‌شود.

بخشی از کتاب فرا روی مخاطبان منتشر می‌شود؛

ـ اینجا خانه‌ای است که در آن، ضامن آهو زندگی می‌کرده، قبل از اینکه به خراسان و مشهد برود.

ـ یعنی چی؟ نمی‌فهمم.

ـ یعنی کسی که آهو را ضمانت کرده، تا صیاد از صیدش بگذرد.

ـ یعنی همان جایی که من سینما مایاک را ساخته‌ام، مشهد؟ مقصودت این است که این جا در ایام گذشته، خانة همان امام ایرانیان بوده است.

ـ بله مسیو روسی‌خان. مهم این است که شما علاقه‌مند به دانستن هستید.

روسی‌خان دوست داشت با گلشا صمیمی‌ شود.

گفت: «ولی من هم، موهُوم هستم.»

گلشا خندید.

ـ موهوم یا مُهم!

روسی‌خان خندید. گلشا هم به «موهُوم» گفتن او خندید.

ـ پسر فیروزه‌ای! فکر می‌کردم برای بابای قیچک‌نوازت گریه می‌کنی.

گلشا کنار روسی‌خان ایستاد.

سورچی داشت آمادة حرکت می‌شد.

گلشا گفت: «پدرم مرا راهی ایران کرد. از شما خواست تذکره برای من بگیرید تا بتوانم به ایران بروم. دوست داشت من با این دوربین، که همة سرمایة زندگی‌اش بود و از شما برای من خرید تا از او یادگاری بماند، عکاس‌باشی بشوم. اما فقط برای امام مهربان، رضا و عاشقانش عکس بگیرم. او قیچک را هم همین‌طور می‌نواخت. عاشقانه و فقط برای دلش.

ـ می‌شناختمش. اما راز قیچک نواختنش را نمی‌دانستم... برای دلش، یعنی چه؟ یا به زبان روسی حرف بزن و یا اگر خوش داری به فارسی حرف بزنی، درست و حسابی بگو تا بفهمم.

گلشا فهمید که روسی‌خان در دل، میل پنهانی به او دارد.

سورچی داد زد: «برویم جناب روسی‌خان؟»

روسی‌خان گفت: «برویم عکاس‌باشیِ غزل آهو؟»

خندید.

گلشا و روسی‌خان سوار درشکه شدند.

نگاه گلشا بازهم به دیوار بود.

زیر لب، ذکر گفت.

 

و... ادامه ماجرا


 

محصولات مشابه
    گزارش به خاک هویزه

    گزارش به خاک هویزه

    4,900 تومان
    لبخند مسیح

    لبخند مسیح

    8,000 تومان
    نقطه رهایی

    نقطه رهایی

    8,900 تومان
    جبهه جنوب

    جبهه جنوب

    2,000 تومان
    سوران سرد

    سوران سرد

    9,900 تومان

برچسب :

نظرات
شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
امتياز محصول

نظر و کامنت
كد امنيتي