تخفیف 20 درصد برای تمامی کتب

نام محصول قیمت تعداد قيمت كل حذف
مجموع : 0
راهـنمـایـی : در صورتی که قصد خرید محصولات بیشتری را دارید بر روی گزینه «بازگشت به فروشگاه و افزودن محصول» کلیک کنید تا به فروشگاه برگشته و با کلیک روی گزینه خرید دیگر محصولات آنها را به سبد خرید خود افزوده و سپس خرید خود را نهایی کنید.
در صورتی که قصد خرید تنها همین محصول را دارید ، با کلیک روی «نهایی کردن خرید» خرید خود را مرحله به مرحله تکمیل کنید .
شما 2 كالا در سبد خريد خود داريد

عقیق

موضوع: پدیدآورنده: نصرت الله محمودزاده
کد کتاب :2300999
قیمت : 14,000 تومان

درباره کتاب:
عنوان:
عقیق / زندگی نامه داستانی شهید حسین خرازی؛ فرمانده لشگر 14 امام حسین (ع)
پدیدآورنده: نصرت الله محمودزاده
ناشر: انتشارات شهید کاظمی
شابک: 0-28-8857-600-978
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
تعداد صفحات: 272 صفحه
نوبت چاپ: ششم/ اول ناشر/ 1396
شمارگان: 2000 نسخه


کتاب عقیق زندگی نامه داستانی شهید حسین خرازی است. سرداری که با یک دست لشکری را فرماندهی می‌کرد. این کتاب به بیان زندگی و خاطرات همرزمان و سخنرانی‌های شهید حاج حسین خرازی و مراحل ورود وی به جنگ و شکل‌گیری لشکر 14 امام حسین(ع) و موفقیت‌هایش می‌پردازد. کتابی که در سومین دوره کتاب سال دفاع مقدس، رتبه نخست را از آن خود کرد و موسسه سیما فیلم با اقتباس از این کتاب، زندگی نامه شهید خرازی را به تصویر کشید.
برشی از کتاب:
*تیپ امام حسین در میان دود و آتش وارد خط شد و از همان محور به سمت خرمشهر حرکت کرد.
حسین برای رسیدن به شهر سر از پا نمی‌شناخت. این را هم می‌دانست که درصورت مقاومت عراقی‌ها در محور شلمچه، خرمشهر آزاد نخواهد شد.
از آغاز عملیات، مردم در انتظار آزادی خرمشهر بودند. پس از نبرد سنگین تیپ محمد رسول الله، رادیو ایران محاصره خرمشهر را اعلام کرد.
نگرانی تمام وجود حسین را فرا گرفته بود. موحد که کنار دستش بود، این نگرانی را حس می‌کرد، اما کاری از دستش ساخته نبود.
حسین که از همان فاصله دور ساختمان‌های ویران شده شهر را می‌دید، به موحد گفت: «اگر خرمشهر آزاد نشود، چه جوابی برای مردم چشم انتظار داریم؟ ما در برابر آن‌ها شرمنده می‌شویم. زمانی که خبر آزادی خرمشهر به امام برسد، چه خواهد شد؟ خوشحالی امام خستگی را از تن‌مان بیرون خواهد کرد.» هنوز دژ مستحکم خرمشهر در برابر حسین خودنمایی می‌کرد.
* منا در نظر حسین به محشری می‌مانست؛ جماعتی یک پارچه سفید پوش در صحرا دنبال گمشده خود می‌گشتند و او در دل این جمعیت، اعمال حج را انجام می‌داد. از کنار قربانگاه که گذشت، چشمش افتاد به گوسفندهای سر بریده که پشته پشته روی هم افتاده بودند. رفت تا سنگ‌هایی را که شب گذشته در بیابان جمع کرده بود، به سمت شیطان پرتاب کند.
او حضور فریبنده شیطان را در تمام مراحل زندگی لمس می‌کرد. سنگ‌ها را همراه با تنفری که از نفس خود داشت، پرت می‌کرد. دستی به سر تراشیده خود کشید و آن‌جا را ترک کرد تا به سوی کعبه رود.

 

محصولات مشابه
    درآمدی بر علم دینی

    درآمدی بر علم دینی

    10,000 تومان
    P.W

    P.W

    4,000 تومان
    جاده بهشتیان

    جاده بهشتیان

    7,000 تومان
    پرواز آخر

    پرواز آخر

    10,000 تومان
    گزارش ناخوانده

    گزارش ناخوانده

    22,500 تومان

برچسب :

نظرات
شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
امتياز محصول

نظر و کامنت
كد امنيتي