تخفیف 20 درصد برای همه کتب

نام محصول قیمت تعداد قيمت كل حذف
مجموع : 0
راهـنمـایـی : در صورتی که قصد خرید محصولات بیشتری را دارید بر روی گزینه «بازگشت به فروشگاه و افزودن محصول» کلیک کنید تا به فروشگاه برگشته و با کلیک روی گزینه خرید دیگر محصولات آنها را به سبد خرید خود افزوده و سپس خرید خود را نهایی کنید.
در صورتی که قصد خرید تنها همین محصول را دارید ، با کلیک روی «نهایی کردن خرید» خرید خود را مرحله به مرحله تکمیل کنید .
شما 2 كالا در سبد خريد خود داريد

 درباره کتاب:
عنوان: اوج بندگی13/ نجوای رود/ نیم نگاهی به زندگی و اوج بندگی شهید حجت الاسلام ابوتراب عاشورای
پدیدآورنده: طیبه آشوری
شابک: 3-96-8200-600-978
ناشر: انتشارات شهید کاظمی
قطع: جیبی
نوع جلد: شومیز
نوبت چاپ: اول/  تابستان 1396
تعداد صفحات: 160 صفحه
شمارگان: 1000 نسخه

معرفی کتاب:
این کتاب در 4 فصل به بررسی داستانی زندگی شهید عاشوری می‌پردازد. حجت الاسلام شهید ابواتراب عاشوری رهبر مبارزات مردم استان بوشهر در دوران ستم شاهی بود که در سال 1314 شمسی در روستای حیدری از توابع شهرستان دشتی به دنیا آمد. پدرش روحانی و واعظ بود و نسبش با پنج پشت به شیخ محمود ملقب به زین الدین می‌رسید.
عزم شهید عاشوری مبنی بر حضور در استان بوشهر و ایجاد تحرک و پیشبرد نهضت امام خمینی(ره) در این استان باعث شد که تحصیل را تا دروس رسائل و مکاسب ادامه داده و در آستانه ورود به دوره خارج، حضور در حوزه و تحصیلات علمی را متوقف کرده و به بوشهر برگردد.
شهید عاشوری فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی خود علیه رژیم طاغوت را از سال1341 آغاز کرد و تا لحظه شهادت در آذرماه 1357 در این راه پایداری و با نثار خون خویش وفاداری خود را به امام خمینی و انقلاب اسلامی اثبات نمود.
شهید عاشوری از سال 1342 تا سال 1357 (زمان شهادت) توسط عوامل رژیم و دستگاه امنیتی (ساواک) تحت نظر بوده و به دفعات مختلف احضار و بازجویی می‌شود. در نهایت حدود ساعت دو بعدازظهر روز سیزده آذر مصادف با سوم محرم الحرام بود که عوامل رژیم به محل اقامت شهید (منزل حیدر عاشوری برادر شهید) می‌آیند و شهید را در حالی که مشغول وضو بوده، با لگد به پای او می‌زنند و سپس شش گلوله به سینه‌اش می‌زنند و او را به شهادت می‌رسانند.
برشی از کتاب:
حس می‌کرد کمرش شکسته و نمی‌تواند بایستد. دلش می‌خواست اجازه بدهند با پسرش تنها باشد. با ابوتراب حرف بزند و درد دل کند؛ از سال‌هایی بگوید که دور از او زندگی کرد تا حاج ابوتراب در نجف تحصیل کند. چقدر شب و روزها دیر می‌گذشت. هر جای خانه را که نگاه می‌کرد، خاطره‌ای از ابوتراب یادش می‌آمد. گاهی هم یاد شیطنتی می‌افتاد و لبخندی بر لبش می‌نشست. دلش می‌خواست از مادرش بگوید که برای اینکه بتواند دوری او را تحمل کند، هر روز پیراهنش را بر می‌داشت، روی صورتش می‌گذاشت و می‌بوسید؛ بعد روی جا لباسی می‌گذاشت تا جلوی چشمش باشد. شب‌ها هم دور از چشم همه، سر سجاده گریه می‌کرد و برای سلامتی پسرش زیارت عاشورا می‌خواند.

محصولات مشابه
    تاریخ مستطاب آمریکا

    تاریخ مستطاب آمریکا

    20,000 تومان
    پیغامبر پیامبر

    پیغامبر پیامبر

    15,000 تومان
    سفر سرخ

    سفر سرخ

    15,000 تومان
    سه شهید

    سه شهید

    12,000 تومان
    دیدم که جانم می رود

    دیدم که جانم می رود

    15,000 تومان
نظرات
شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
امتياز محصول

نظر و کامنت
كد امنيتي