20 درصد تخفیف برای همه کتاب های سایت

نام محصول قیمت تعداد قيمت كل حذف
مجموع : 0
راهـنمـایـی : در صورتی که قصد خرید محصولات بیشتری را دارید بر روی گزینه «بازگشت به فروشگاه و افزودن محصول» کلیک کنید تا به فروشگاه برگشته و با کلیک روی گزینه خرید دیگر محصولات آنها را به سبد خرید خود افزوده و سپس خرید خود را نهایی کنید.
در صورتی که قصد خرید تنها همین محصول را دارید ، با کلیک روی «نهایی کردن خرید» خرید خود را مرحله به مرحله تکمیل کنید .
شما 2 كالا در سبد خريد خود داريد

وقت بودن

برچسب :

کد کتاب :2300488
موضوع: پدیدآورنده: جلیل سامان


قیمت : 17,500 تومان

درباره کتاب :
عنوان: وقت بودن
نویسنده: جلیل سامان
انتشارات: نشر کتابستان معرفت
شابک: 8-00-8460-600-978
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
نوبت چاپ: دوم/ 1397
تعداد صفحات: 196 صفحه
شمارگان: 1200 نسخه

نویسنده کتاب در مقدمه رمانش می‌نویسد: این رمان بر اساس فیلمی سینمایی نوشته شده است؛ فیلمی به همین نام که توسط نویسنده، کارگردانی شده است؛ ایده نگارش رمان از زمانی به ذهنم رسید که خود را در تنگنای محدودیت‌های تهیه و پخش فیلم «وقت بودن» دیدم. گذشته از آنکه باید ملاحظات رسانه‌ای را هم رعایت می‌کردم؛ اینکه نباید به جایی بر می‌خورد و کلی باید و نبایدهای دیگر. فیلم سینمایی «وقت بودن» در سال 87 ساخته شد و توانست در چندین جشنواره معتبر جوایزی را به خود اختصاص دهد از جمله بهترین فیلم‌نامه جشن خانه سینما، سیمرغ زرین بهترین فیلم‌نامه اول جشنواره فیلم فجر و همچنین دیپلم افتخار بهترین فیلم‌نامه و بهترین بازیگر نقش اول جشنواره فجر.

سامان در ادامه مقدمه خود بر رمانش آورده است: بعد از این موفقیت‌ها، فیلم سینمایی وقت بودن به دلایلی که هنوز برای من هم مشخص نیست چندین سال است که در آرشیو صداوسیما بلاتکلیف ماند و امکان اکران عمومی و حضور در جشنواره‌های بین‌المللی را نیز نیافت. نگارش رمان هم یکسال بعد از تولید فیلم به پایان رسید.
در بخشی از فصل نخست رمان می‌خوانیم:
گرد و غبار خوابید و سایه مردی دیده شد که با کلتی رو به آسمان ایستاده و تیری هوایی شلیک کرده بود. صدای مرد در باد پیچید که آمرانه فریاد زد: «من مامور دولتم. یالا برگردین سوار شین»
با وجود قیافه جدی و سگرمه‌های در هم، در درون ناراضی بود و شکست خورده. او حتی یک روز هم نتوانسته بود عهدی را که با خود بسته بود نگه دارد. شلیک کرده بود!
شاگرد راننده که بازویش دور گردن بلوچ حلقه شده بود و پایش اسیر دست‌های حریف بود، با تردید جوان را رها کرد. بلوچ هم سرش را بالا آورده بود و چشم‌های متعجبش روی کاظمی قفل شده بود با کمی مکث پای شاگرد راننده را رها کرد و با حالتی حق به جانب، گردو خاک لباسش را تکاند. مسافرها با غرغر و قیافه ناراضی به داخل اتوبوس برگشتند؛ انگار کسی وسط فیلم از صندلی سینما بلندشان کرده بود.
کاظمی آخر همه وارد اتوبوس شد و زیرچشمی، مسافران کنجکاو را که به او خیره شده بودند، پایید. این درست همان چیزی بود که همیشه از آن فرار می‌کرد. اما هر چه بود، از این دخالت پشیمان نبود. شاید با این کار جلوی فاجعه‌ای را گرفته بود.
 

محصولات مشابه
    مسافر جمعه

    مسافر جمعه

    13,500 تومان
    فرمان یازدهم

    فرمان یازدهم

    16,500 تومان
    ظلمت سفید

    ظلمت سفید

    15,500 تومان
    رستاخیز عاشقی

    رستاخیز عاشقی

    29,000 تومان
    جوشکاری

    جوشکاری

    25,000 تومان
نظرات
شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
امتياز محصول

نظر و کامنت
كد امنيتي