ارسال رایگان برای تمامی کتابهای سایت

نام محصول قیمت تعداد قيمت كل حذف
مجموع : 0
راهـنمـایـی : در صورتی که قصد خرید محصولات بیشتری را دارید بر روی گزینه «بازگشت به فروشگاه و افزودن محصول» کلیک کنید تا به فروشگاه برگشته و با کلیک روی گزینه خرید دیگر محصولات آنها را به سبد خرید خود افزوده و سپس خرید خود را نهایی کنید.
در صورتی که قصد خرید تنها همین محصول را دارید ، با کلیک روی «نهایی کردن خرید» خرید خود را مرحله به مرحله تکمیل کنید .
شما 2 كالا در سبد خريد خود داريد

فانوس دریایی

برچسب :

کد کتاب :2300455
موضوع: پدیدآورنده: مریم بصیری
قیمت : 11,000 تومان










درباره کتاب:
عنوان: فانوس دریایی
پدیدآورنده: مریم بصیری

ناشر : انتشارات آرما
شابک: 7-85-6077-600-978
قطع : رقعی
نوع جلد : شومیز
نوبت چاپ : اول/ 1395
تعداد صفحات : 223 صفحه
شمارگان : 1000 نسخه

«فانوس دریایی» رمانی درباره بازماندگان شهدای نیروی دریایی است. یاشار شاعری از خطه آذربایجان است که برای یافتن پدر و ادامه تحصیل در رشته کشتی‌سازی از ساحل دریاچه ارومیه تا ساحل دریای عمان سفر می‌کند. او به دنبال رمز عملیات آبی مروارید است و مرواریدهایی که از صدف‌های شناور روی دریا به آب غلتیدند و در دریا شهید شدند.

گذشت و گذار یاشار بهانه‌ای است تا در کنار پرداختن به فرهنگ اهالی مَکران، یادی از تمام شهدایی که در خلیج فارس و دریای عمان شهید شدند، بشود؛ تا یاشار نیز در این میان خودش را در بین ناوها و زیردریایی‌ها پیدا کند و به آتش عشقی که در دلش افتاده است، بیندیشد.  

در بخشی از این رمان آمده است:

- آتا می‌دونم الان روحت داره همین دور و برا پرسه می‌زنه. شایدم بست نشسته تو اتاق آنا. اما منم حق دارم لابد؛ حق ندارم؟ اون بالابالاها واسه خودت خوشی، خبر نداری آنا چطور دلش آتیش می‌گیره. از این‌که جلوش راه برم خجالت می‌کشم. همچین نگاهم می‌کنه که انگار داره به تو نگاه می‌کنه. گناه منه که شبیه تو هستم؟ اصلاً فکر نکردی آب دریا خیلی زود آتیش رو خاموش می‌کنه؟ فکر نکردی این سیاره تو، دلش فقط با تو روشن می‌شه؟ فکر نکردی تمام ستاره‌های دنیا هم جمع بشن دورش، باز بی تو تاریکه.

آتش ایستاد کنار پنجره و فکر کرد چقدر پسرش حرف می‌زند و حسادت می‌کند و نمی‌گذارد حواسش به درد و دل سیاره باشد. سیاره گل‌های یاس چادرش را بغل زده و زل زده بود به آتش درون قاب عکس. هیچ چیز نمی‌گفت اما ته دلش غوغا بود. اگر یاشار هم لباس‌های نظامی آتش را می‌پوشید، می‌شد خود خودش. چشمش به پسر که می‌افتاد، پدر در برابرش زنده می‌شد. اگر خودش را در آینه نمی‌دید، یادش می‌رفت که موهایش دارد سفید می‌شود. یادش می‌رفت زمان گذشته است و آنی که در برابرش ایستاده، آتش نیست، پارة دل اوست.

آتش از این‌که یاشار مثل خودش است، اصلاً خودش است؛ دلش غنج رفت. اما ترجیح داد برود به اتاق سیاره و چادر پر از یاس او را بکشد رویش و در خواب سیاره شیرجه بزند. درست همان‌طور که از عرشه ناو شیرجه زده بود توی دریا. آن‌وقت هم سیاره خواب بود و داشت خواب او را می‌دید و خودش هم خبر نداشت سلول‌های یاشار در دلش تقسیم می‌شود، آن‌قدر تقسیم می‌شود تا بالاخره سیاره با آن ریاضی ضعیفش بفهمد آخرین یادگاری آتش هنوز می‌تواند دلش را روشن کند.

محصولات مشابه
    اعترافات

    اعترافات

    9,000 تومان
    افق تمدنی آینده انقلاب اسلامی

    افق تمدنی آینده انقلاب اسلامی

    7,000 تومان
    کوله پشتی

    کوله پشتی

    4,000 تومان
    ایران متحول؛ غرب جدید

    ایران متحول؛ غرب جدید

    6,000 تومان
    لعن های نامقدس

    لعن های نامقدس

    8,000 تومان
نظرات
شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
امتياز محصول

نظر و کامنت
كد امنيتي