تخفیف 20 درصد برای همه کتب

نام محصول قیمت تعداد قيمت كل حذف
مجموع : 0
راهـنمـایـی : در صورتی که قصد خرید محصولات بیشتری را دارید بر روی گزینه «بازگشت به فروشگاه و افزودن محصول» کلیک کنید تا به فروشگاه برگشته و با کلیک روی گزینه خرید دیگر محصولات آنها را به سبد خرید خود افزوده و سپس خرید خود را نهایی کنید.
در صورتی که قصد خرید تنها همین محصول را دارید ، با کلیک روی «نهایی کردن خرید» خرید خود را مرحله به مرحله تکمیل کنید .
شما 2 كالا در سبد خريد خود داريد

نامزد خوشگل من

برچسب :

کد کتاب :31132
موضوع: پدیدآورنده: حمید داودآبادی


قیمت : 10,000 تومان

درباره کتاب:
عنوان: نامزد خوشگل من
پدیدآورنده: حمید داودآبادی
کاری از موسسه شهید کاظمی
شابک: 0-13-7702-600-978
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
نوبت چاپ: اول/ زمستان 1393
تعداد صفحات: 184 صفحه
شمارگان: 1500 نسخه

«نامزد خوشگل من» کتابی است که داودآبادی در آن خاطراتی از دوران هشت ساله دفاع مقدس را در کنار هم قرار داده است. البته تفاوت این کتاب با سایر کتاب هایی که داودآبادی در حوزه دفاع مقدس نوشته در این است که عاملی که این خاطرات را در کنار هم آورده است و در حقیقت نخ تسبیح آنها به شمار می رود، دفاع مقدس است در غیر این صورت از نظر زمانی و شخصیتی خاطرات با هم ارتباط ندارند.

این کتاب متشکل از خاطرات گوناگونی است که حاصل مشاهدات داودآبادی از دوران دفاع مقدس و بعد از آن است که برخی بسیار شیرین و برخی تلخ از این باب که به از خود گذشتگی رزمندگان اشاره کرده و با وضعیت امروز ما قابل قیاس نیست.

زبان داودآبادی در بیان خاطرات بسیار شیرین است و همین مسئله خاطرات او را خواندنی می کند. وجه تسمیه «نامزد خشوگل من» از یکی از خاطرات کتاب گرفته شده و همین مسئله موجب جلب توجه مخاطبان کتاب می شود.

«بهشان قبولانده بودند در صورتی که اسیر شوند، بدترین شکنجه ها را به کار می برند تا ازتان حرف بکشند. حتی اگر هم کشته شوید، از روی چهره و اثر انگشت، خانواده تان را شناسایی می کنند و از آنها انتقام می گیرند!

آخرین روزهای تیر ماه 67، با بمباران شیمیایی منطقه توسط هواپیماهای عراقی و فرمان صدام، عملیات «فروغ جاویدان» از سوی منافقین در غرب کشور آغاز شد. شهرهای سرپل ذهاب و کرند غرب را به زیر چکمه های نجس خود کشیدند و مغرور و سرمست، اسلام آباد غرب را هم به اشغال در آوردند.


بخشی از متن کتاب:
محسن که می خواست به چهره ی آرایش کرده و بدحجاب پرستار نگاه نکند، رویش را کرد آن طرف و قیچی را پرت کرد طرف پرستار... دستم را که پانسمان کرد، با قیافه  ای سرخ از عصبانیت، اتاق را ترک کرد و رفت. رفتم دم بخش پرستاری که رویش را کرد آن طرف. هر طوری بود، از او عذرخواهی کردم. با ناراحتی و بغض گفت:
بخش های دیگه التماسم می کنند که برم اون جا،‌ولی من گفتم فقط و فقط می خوام دراین جا خدمت کنم . من افتخار می کنم که جانباز رو تمیز کنم. برای من این ها پاک ترین آدم های روی زمین هستن... اون وقت رفیق شما با من اون جوری  برخورد می کنه....                             
                                                                                                                                                                                               صفحه 154 و 155

محصولات مشابه
    حوزه باید انقلابی بماند

    حوزه باید انقلابی بماند

    6,000 تومان
    گزارش ناخوانده

    گزارش ناخوانده

    22,500 تومان
    احمد

    احمد

    2,000 تومان
    از مشهد تا ژوهانسبورگ

    از مشهد تا ژوهانسبورگ

    16,000 تومان
    بیراهه

    بیراهه

    20,000 تومان
نظرات
شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
امتياز محصول

نظر و کامنت
كد امنيتي