مرکز توزیع کتاب و محصولات فرهنگی من و کتاب
پرفروشترین‌های هفته
آنجا سفارت نبود 30,000 تومان
آخرین نماز در حلب 22,000 تومان
کاش برگردی 30,000 تومان
طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن 40,000 تومان
عاشقانه‌ای برای۱۶ساله‌ها 35,000 تومان
مهاجر سرزمین آفتاب 30,000 تومان
جدال دو اسلام 30,000 تومان

روایتی از همسران جانبازان در «چشم روشنی» منتشر شد.

کتاب «چشم روشنی» اثر کوثر لک از سوی نشر شهید کاظمی روانه بازار کتاب شد.

این کتاب با زبان داستان حال و روز همسران جانباز را روایت می‌کند و تصویری متفاوت از این افراد را به تصویر می‌کشد.

در این کتاب می‌خوانید «سید جواد روزی با صد و هشتاد و خرده‌ای قد، هیکلی ورزیده و عنوانی دهن پُر کن می‌رود خواستگاری. اما بعد همه چیزش را از دست می‌دهد؛ جز مردانگی و اخلاق را...

همان اول زندگی فهمیدم به اندازه فامیل‌هایم او دوست و آشنا دارد. با اینکه آن زمان بیست و چهار پنج سال بیش تر نداشت، هر شب مهمان داشتیم. برایمان کادوی عروسی می‌آوردند. یک شب که مادرم آنجا بود گفت که زشته مهمان‌ها شام نخورده بروند، نگهشان دارید. مادر رفت سراغ مرغ پختن من هم با اعتماد به نفس رفتم سراغ برنج و قابلمه. پلویی پختم که توی تاریخ ثبت شد. دانه‌های برنج طوری به هم چسبیده بود که مثل کیک قالبی از قابلمه بیرون آمد. وقتی دیس پلو را سر سفره گذاشتیم. سید جواد مثل قطعه‌های کیک پلوی شفته شده را می‌گذاشت توی بشقاب مهمان ها و با خنده می گفت:به هر نیتی دوست دارید این پلو را بخورید، به نیت آش، کیک یا ... همه خندیدند. خودم خنده‌ام گرفته بود. به خاطر این قضیه هیچ وقت سرزنش نشدم از بس که با همه خرابکاری‌هایم تشویقم می‌کرد.

حرف یکی دو روز نبود، ماجرای یک عمر بود. فکرش را هم نکن، که سید جواد یک جا بشیند و دست روی دست بگذارد. انگار ساخته بودنش، برای اینکه چشم همه را روشن کند. از بس که دلش روشن بود.»