تخفیف 20 درصد برای خریدهای نقدی بالای 20000 تومان

نام محصول قیمت تعداد قيمت كل حذف
مجموع : 0
راهـنمـایـی : در صورتی که قصد خرید محصولات بیشتری را دارید بر روی گزینه «بازگشت به فروشگاه و افزودن محصول» کلیک کنید تا به فروشگاه برگشته و با کلیک روی گزینه خرید دیگر محصولات آنها را به سبد خرید خود افزوده و سپس خرید خود را نهایی کنید.
در صورتی که قصد خرید تنها همین محصول را دارید ، با کلیک روی «نهایی کردن خرید» خرید خود را مرحله به مرحله تکمیل کنید .
شما 2 كالا در سبد خريد خود داريد

«P.W» از لحظه ورود به جنگ تا روزهای دردناک اسارت

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، کتاب «P.W» خاطرات آزاده احمد شکراللهی است که به کوشش زینب اکبری تدوین و از سوی نشر شهید کاظمی منتشر شده، در مدت کوتاهی به چاپ دوم رسید.

این کتاب خاطرات یک آزاده است که از لحظه ورودش به جنگ تا لحظات دردناک و سخت دوران اسارت که با زبانی ساده و روان نوشته شده است.

بچه‌ها بارها به او تذکر داده بودند که دست از کار کثیفش بردارد ولی به خرجش نمی­‌رفت. به همین خاطر منتظر یک فرصت مناسب بودند تا یک گوشمالی حسابی به او بدهند. یک روز با چند نفر از بچه‌ها داخل محوطه قدم می­‌زدیم که یک دفعه« نورمحمد محمدی» - یکی از بچه­‌های ایلام- از روی تراس آسایشگاه ما فریاد زد: «جاسم! کشتند... جاسم! کشتند...»

جاسم با چندتا از سربازها به طرف آسایشگاه ما دویدند. همه در محوطه خشکمان زده بود و به تراس آسایشگاه شماره­ 5 زل زده بودیم. هیچ کس جرأت نمی­کرد نزدیک شود. همه منتظر بودیم یک نفر از آسایشگاه بیرون بیاید و بگوید چه خبر شده. چند لحظه بعد نورمحمد و یکی دیگر از بچه­‌ها در حالی که دست و پای یک جنازه رو گرفته بودند از پله­‌ها پایین آمدند و به طرف درمانگاه رفتند. جنازه همان جاسوس بود که سر و صورتش خونی بود و بدنش کبود شده بود. داد و فریادش تمام اردوگاه را پر کرده بود. بعد از بردن او سربازها سراسیمه و کابل به دست، دستور دادند محوطه را ترک کنیم و به آسایشگاه برویم. بعد هم آمدند آمار گرفتند و درها را قفل کردند و رفتند. همگی وحشت کرده بودیم که حالا چه اتفاقی می­‌افتد و چه بلایی سرمان می­‌آورند. چون دعوا و ضرب و شتم غیر قانونی بود احتمالا همه­ ما را تنبیه می­‌کردند.

آن چند دقیقه‌ای که تا آمدن فرمانده اردوگاه طول کشید، بهت زده به هم نگاه می­‌کردیم و از هم می­‌پرسیدیم:« کارکی بوده؟ کیا زدنش؟»و همه منتظر اتفاق بعدی بودیم.»

 

شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
نظر و کامنت
كد امنيتي